عکسهایی از افسانه جومونگ
داسو
بقیه در ادامه مطلب
داسو

پدرومادر جومانگ اینجا هه موسو از بانو یوهویا خواستگاری میکنه

تواین عکس که میبینید برادرای جومانگ جومانگو فرستادن دنبال نخود سیاه تا بیوفته تو باتلاق جومانگ بیچاره هم میوفته بعدش سوسونو اتفاقی اونو میبینه ونجاتش میده این اولین باری بود که همو دیدن![]()

اگه یادتون باشه گفتم جومانگ تویکی از جنگ ها زخمی میشه بعدگم میشه وسوسونو هم برای اینکه زن داسو نشه وفکرمیکنه جومانگ مرده میره با محافظش ازدواج میکنه حالا این اون ور قضیش پدراین دختره جومانگ ونجات داد واین دختره که اسمش یه سویاست ازجومانگ خوشش میاد وبعدا زن جومانگ میشه![]()
اینجا اولین بار جومانگ پدرشو تو زندان دید اما هیچ کدوم نمیدونستن پدرو پسرن

عکسایی از پسته صحنه



اینجا موقعیه که هه موسو واسه نجات اواره ها میره ولی یه دفه میبینه اواره کجاست اینا سربازان وبعده یه درگیری هه موسورو میگرن وهمه افرادشو میکشن

بعد اینکه هه موسو دستگیر میشه چشماشو کور میکنن وزنش وقتی میاد بره جلو که هه موسو روببینه گیوم وا دوست هه موسو نمیزاره میگه اگه بری میکشنت که بعد زن هه موسو میگه من باید بهش بگم که ازش باردارم (به دلیل دلخراش بودن صحنه من چشماشو سیاه کردم)![]()

عکس اخر از مادر جومانگ

تبلیغات 















